عبد الرزاق اللاهيجي
425
گوهر مراد ( فارسى )
نسبت ذنب و معصيت به انبيا و از ذكر توبه و استغفار كه صادر شده از انبيا . و جوابش نزد اشاعره به حمل كردن آنهاست بر صدور بر سبيل سهو و نسيان و يا به صدور قبل از بعثت . و نزد اماميه به حمل كردن بر ترك اولى و يا بر اينكه اشتغال به فضول مباحات نسبت به انبيا ؛ چون اشتغال به سيّئات است نظر به ما و مؤيد اين است آنچه مشهور است كه حسنات الأبرار سيئات المقرّبين در شرح مقاصد آورده كه اگر سؤال كنند كه سبب چيست كه زلّات انبيا در قرآن مجيد وارد شده به حيثيتى كه به اعلى صوت قرائت كرده « 1 » مىشود و همه بر آن مطلع مىشوند و حال آنكه حقّ سبحانه و تعالى ستّار و غفّار است . و امر كرده ما را به ستر و اخفا ؟ جواب گوييم : كه تا دلالت كند بر صدق و راستى انبيا كه ايشان تقصير در تبليغ نكردهاند ، و هر چه بر ايشان نازل شده اظهار آن كردهاند اگر چه زلّات ايشان بوده باشد ؛ و نيز عبرتى باشد مر امّتان را و ببينند كه انبيا با جلالت شأن « 2 » و عظم قدر و كثرت طاعات ، چگونه ملجأ و مضطرب مىشدند به تضرّع و توبه و استغفار به سبب اندك زلّتى كه از ايشان صادر مىشده ؛ « 3 » اين بود كلام در عصمت انبيا . امّا ملائكه نزد متكلّمين كه اجسام لطيفهاند قادر بر افعال شاقه ؛ و امتناعى نيست در ايشان از دواعى شهوت و غضب بنابر ظاهر ، آيا واجب است عصمت ايشان يا نه ؟ اختلاف كردهاند و ظاهر عصمتشان است ، بنابر آياتى كه در قرآن مجيد در مقام مدح وارد شده مانند : « 4 » قوله تعالى : بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ إلى قوله وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ « 5 » و قوله تعالى : وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما
--> ( 1 ) ب : « كرده » ندارد . ( 2 ) الف : « شأن » ندارد . ( 3 ) شرح المقاصد 5 / 60 . ( 4 ) ب : نحو . ( 5 ) الأنبياء 21 / 28 - 27 .